حبيب الله الهاشمي الخوئي
59
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة
واز آواز گردانيدن بنغمات وسرود صاحبان نطق از مرغان در تاريكىهاى آشيانها واز آنچه كه حفظ نموده است آنرا صدفها ، يعنى از لؤلؤ ومرواريد ، ودايگى نموده است آنرا موجهاى درياها يعنى از عنبر وماهى ، واز آنچه كه پوشيده آنرا تاريكى شب يا طلوع نموده بر آن روشنى دهنده روز ، واز آنچه كه پى در پى مىآيد بر أو طبقهاى ظلمتها ومجاري نور ، واز علامت هركام ، واز حسّ وحركت هر جسمي از أجسام ، واز باز گردانيدن جواب هر كلمه ، واز حركت دادن هر لب ، واز قرارگاه هر آفريده ، واز مقدار هر ذرّه ، واز آوازهاى پنهان هر نفس صاحب همّت ، واز آنچه كه بر زمين است از ميوهء درختى يا از افتادهء برگى يا از آرام گرفتن نطفه يا نقاعهء كه محلّ اجتماع خونست ومضغه ، يا صورتي كه آفريده شده در بدن ونطفهء كه بيرون كشيده شده از پشت حيوان . نرسيده است بذات بارى تعالى در اين چيزها كه آفريده مشقتى ، وعارض نشده است أو را در حفظ آنچه كه ايجاد فرموده از مخلوقات عارضهء ، واحاطه نكرده أو را در اجراء امورات وتدبير مخلوقات ملالت وكدورتي ، ونه ضعف وفتورى ، بلكه نافذ شده در ايشان علم أو ، وبشماره در آورده ايشان را شمردن أو ، وفرا گرفته است ايشان را عدالت أو ، وپوشيده گناهان ايشان را فضل أو با وجود تقصير كردن ايشان از پايان رسانيدن آنچه كه خداوند سبحانه سزاوار أو است از مراتب معرفت وعبادت . بار پروردگارا توئى سزاوار أوصاف حسنهء بىشمار وأهل شمار نمودن شماره هاى بسيار اگر اميد گرفته شوى تو ، پس تو بهترين اميد داشته شدهائى ، واگر رجا بتو باشد پس تو گرامىترين رجا داشته شدگانى بار خدايا وبتحقيق كه گسترانيدى از براي من قدرت را در آنچه كه مدح نميكنم با أو غير تو را ، وثنا نميكنم با أو بر أحدى غير از تو ، ومتوجّه نميكنم مدح وثناء خود را بسوى مخلوقين كه معدنهاى نوميدى ومحلهاى تهمت مىباشند وباز داشتهء زبان مرا از مدحهاى آدميان وثنا گفتن بر مخلوقان كه تربيت يافتهء